نقد طرز حمایت کیفری از حق های معنوی کودک در نظام حقوقی ایران و برخی کشورهای اسلامی
کد مقاله : 1064-CNF
نویسندگان
مهدی خاقانی اصفهانی *1، حمید شهریاری2
1استادیار حقوق جزا و جرم شناسی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی (سمت)، تهران، ایران.
2استادیار فلسفه تطبیقی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی (سمت) و مدرّس خارج فقه حوزه علمیه تهران
چکیده مقاله
حقوقِ صیانت از مصالح غیرمادیِ کودک، عرصه‌ی کم‌پژوهیده‌ای است که به تحلیل آنچه هویت و شکل‌گیری شخصیت عاطفی و عقلانی و روانیِ کودک مرتبط است می‌پردازد و عمد و تقصیر در ارتکاب هرچه ضریب آسیب‌پذیری کودک را افزایش دهد، مورد سیاستگذاری تقنینی و قضایی قرار می‌دهد. در اندیشه دینی، حقوق معنوی کودک ناظر بر حقوقی است که با استقرا در تعالیم اخلاقی، منابع روایی و احکام فقهی، قابل اصطیاد است و ظرفیت استخراج الزام‌های حقوقی بر اساس ارشادهای منقول از معصومین (علیهم السلام) جهت نهی و کیفرِ رفتارهای تهدیدگرِ حقوق معنوی کودک را داراست. شخصیت اجتماعی کودک و تأکید نسبت به حقوق فرزندان، موضوع گستره‌ی وسیعی از منابع وحیانی و روایی است. گرچه موارد تعرض به این دسته از حقوق در فقه واضحاً و منقّحاً موضوع‌‌شناسی و تبویب نشده و ظاهراً تنها در ذیل بحث از چگونگی خسارت معنوی، حق‌های مربوط به شخصیت و حرمت اجتماعی انسان‌ها مورد بحث فقهی است، اما فقه مقاصدیِ سنّی و اجتهاد پویای شیعی، غنای علمیِ درخوری جهت اندیشه‌ورزی جهت تأسیس و تطویر «فقه حقوق معنوی کودکان» را داراست.
حقوق کیفری ایران، در کنار منبع فقه، وامدار منبع حقوق بین‌المللیِ بشر نیز است. حق بر سلامت به مثابه یکی از حق‌های بشری، ابعاد مختلفی دارد که سلامت روان کودکان بزهکار و بزه‌دیده، در این چارچوب نیز بحث شده و دانش وسیع و ابزارهای حمایتیِ حقوقیِ بین‌المللی و ملی نیز در این عرصه، زایا و تواناست. نظام عدالت کیفری افتراقی که حامی جبران خسارات کودکان و نوجوانانِ بزه‌دیده و بازپروری بزهکارانِ کودک و نوجوان است، افت‌وخیزهایی در نظم حقوقی کشورهای اسلامی داشته و موضوع جرایم علیه حق‌های معنوی کودکان و نوجوانان، در قوانین کیفری و غیرکیفری کشورهای اسلامی، بکر و ناپژوهیده است. اثرگذاری نوع خوانش از اسلام و فقه جزایی و فقه اطفال، میزان سهم‌دهیِ حقوق کیفری هر کشور اسلامی به منابع و الزاماتِ حقوقیِ بین‌المللی را تعیین می‌کند. توجه به حق بر سلامت روان بر مبنای راهبرد حقوق‌بشرمدار، امری ضروری در بستر سیاستگذاری جنایی اطفال بزهکار تلقی می‌گردد؛ همچنان‌ که، توجه به سلامت روان کودکان و نوجوانان یکی از محورهای اصلی افتراقی‌سازیِ این نظام و پیش‌بینی ساختار، کنش‌گران و پاسخ‌های حمایتی است. حقِ داشتن نام نیکو، حق بر هویت، حق وضوح نسب، حق تابعیت و هویت دینی، حق کودک بر محبت (شادی و بازی)، عمده‌ترین حق‌های کودکان در متون سنّتی فقه و ادراک کلاسیکِ آن است. اما فهم و شناسایی و توسعه‌ی عناوین نسبتاً نوپدیدی از حق‌های کودکان و نوجوانان – مانند حق حمایت اجتماعی، حق سلامت روان، حق همبستگی و بالندگی، حق سرمایه اجتماعی و فرهنگی – دائرمدار تفسیر معاصر و اجتماعی و بین‌المللی‌شده‌ای از حق‌های کودکان و نوجوانان است؛ که این همانا ضرورت حمایت کیفری از این حق‌های تثبیت‌نشده در نظام حقوقی کشورها - به‌ویژه حقوق کشورهای اسلامی، که عمدتا در اصطکاک فقه سنّتی با تمایلات مدرنیسمِ حقوقی هستند- را دوچندان می‌نماید.
قوانین و مقررات اخیرالتصویب متعددی در ایران، به رغم تلاش در تقویت حمایت کیفری از امنیت خاطر کودکان و نوجوانان در برابر تهدیدهای انحرافات نوپدید، مخاطرات فضای مجازی، انواع جدید خشونت خانگی با توجه به تغییرات سبک زندگی شهری وخصوصاً از ابتدای پاندمی کووید19، نارسایی‌های چشمگیری در جرم‌انگاری و پاسخ‌گذاری کیفری و شبه‌کیفری داشته است؛ آنچنان که بازخوانی در سیاستگذاری کیفری حمایتی/بازپرورانه نسبت به اطفال و نوجوانانِ بزه‌دیده/بزهکار را ضرورت می‌بخشد. دیگر کشورهای اسلامی نیز که الگوهایی برای اسلامی‌سازی دولت و قوانین به کار بسته‌اند که از جهات گوناگون با هم متفاوت است، در جرم‌انگاری رفتارهای ناقض امنیت خاطر کودکان و مخل سلامت روان و حق شادی و حق همبستگی و حق پرورش شخصیت آنها نیز مسیرهای متفاوتی از حیث سیاستگذاری جنایی پیموده‌اند.
این مقاله، حق‌های معنوی کودکان و نوجوانان را توصیف و تحلیل می‌کند؛ کنشگران رسمی و غیررسمی موثر در تکریم و تخدیش این حق‌ها را صورت‌بندی می‌نماید؛ نارسایی‌های حمایت کیفری از حق‌های معنویِ ایشان در قوانین و مقررات مربوطه را نقد می-کند؛ و برخی تجارب موفقِ حقوق کشورهای اسلامیِ پیشرو در عرصه حمایت کیفری از حقوق معنوی کودکان و نوجوانان را که ظرفیت اقتباس از آنها جهت اصلاح سیاست جنایی حمایتی نسبت به حقوق معنوی اطفال و نوجوانان وجود دارد موردکاویِ تطبیقی می‌نماید.
پژوهش حاضر، با روش کتاب‌خانه‌ای‌اسنادی در مقام گردآوری، و رویکرد توصیفی‌تحلیلی در مقام داوری، با واکاوی ابعاد گوناگون این موضوع، به تجزیه و تحلیل طرز حمایت کیفری از حق‌های معنوی کودک در نظام حقوقی ایران و برخی کشورهای اسلامی می‌پردازد. مقاله، چند قانون و لایحه شامل قانون حمایت از خانواده و جوانی جمیعت (1400)، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (1399)، لایحه پلیس ویژه اطفال و نوجوانان (1400) و لایحه صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت (1400) در ایران، و چند قانون مرتبط در نظام حقوقی امارات متحده عربی، اردن، نیجریه، پاکستان و ترکیه را از منظر سیاست جنایی افتراقیِ کودکان و نوجوان و سطح حمایت کیفری این کشورها از اطفال به مثابه گروه مورد دغدغه‌ی ویژه‌ی حقوق بشر می‌پردازد.
به نظر می‌رسد با وجود مبانی مستحکم فقهی و حقوقیِ بین‌المللیِ تجربه‌شده‌ی موفق در حقوق برخی کشورهای اسلامی در جرم‌انگاری علیه انواع نوپدید خشونت روانی و خشونت اجتماعی علیه اطفال و نوجوانان، قانون‌گذار از این ظرفیت فقهیِ اجتماعی و حقوقیِ تطبیقی استفاده بایسته به عمل نیاورده و به رغم رشد تصویب قوانین و مقررات جدید در این موضوع طی دو سال گذشته، طرز حمایت کیفری از حق‌های معنوی کودک در نظام حقوقی ایران و برخی کشورهای اسلامی، نقاط ضعف و قوتی دارد که امکان پیوند حقوقی موفق از تجارب تقنینی موفق برخی کشورهای اسلامی در این زمینه، شایسته است نصب‌العین قانونگذار کیفری ایران قرار گیرد.
کلیدواژه ها
سیاست جنایی حمایتی، حق های معنوی کودکان، جرم انگاری خشونت های نوپدید، حقوق کشورهای اسلامی.
وضعیت: پذیرفته شده